مثلا فردای جشن فارغ التحصیلیت خواب مادر جان بهارت رو ببینی که تو حیاط دبستانت, دم در نمازخونه, همونجا که روز جشن شکوفه ها گل به دست نگهت داشت تا عکستو بگیره, وایساده و لبخندی به پهنای صورت رو لب هاشه.
+ پاشیم بریم نوبلی اسکاری سیمرغی چیزی بگیریم شاید بازم بیاد. ها؟
برچسب: معرفت,
نویسنده: پرهام پاکدل