پیرو این پست، دیروز یک اتفاقی برای من افتاد که باعث شد موجی از سرزنش از طرف اطرافیانم به سوی من گسیل شه که چرا اعتراض می کنی و چرا نمیری یه واگن دیگه سوار شی و کلا چته. بنابراین من از شما راهنمایی میخوام.
قضیه از این قراره که بنده دیشب خیلی دیر از شرکت راه افتادم. با این حال، توی ایستگاه شادمان که معمولا آقایون وارد واگن بانوان میشن، خبری نبود و کسی سعی نکرد وارد واگن شه. در ایستگاه بعدی، یک نفر شروع کرد به صورت کاملا حق به جانب و عادی و «مگه چیه کار هرروزمه» طور وارد واگن بانوان شه، و من با ندای «آی آقا کجا میای!؟» هلش دادم از همون دم در. ایشون نتونست بیاد تو، بنابراین وایساد به من خیره شد. منم بهش خیره شدم و در بسته شد.
دو ایستگاه بعد خبری نبود و نگهبانی هم داشتن و اوضاع به نظر عادی بود. آخر خط وقتی پیاده شدم، ایشون-که ظاهرا پرفکتلی فاین در واگن آقایون جا شده بوده و فقط کرم داشته بیاد تو واگن بانوان چون خلوته! -خودشو به من رسوند و گفت «بچه جون مراقب خودت باش، میزنم میفتیا!» طبیعتا من هم برگشتم جواب دادم «برو ب ب»، چون یارو تقریبا هم قد من بود و از لاغری داشت می مرد و عینک هم داشت، بنابراین حتی نمیشد ازش ترسید :| و به مسیر خودم ادامه دادم، که در نتیجه ش ایشون برگشت به من خیره شد، منم دماغمو چین دادم و گفتم «گلابی!» و همچنان به مسیر خودم ادامه دادم، و ایشون گفت «چیه؟» ( :| آیا تو خونه صدات میزنن گلابی؟ آیا اسم مستعارت گلابیه؟ چرا وقتی یکی بهت میگه گلابی باید برگردی بگی چیه؟ ) و اندکی وایساد بعد رفت.
رفت سوار قطار کرج شد و حتی واینستاد ببینه چیه.
حالا من این رو برای دوستان و آشنایان تعریف کردم و به نظرم بامزه بوده، بعد بسیاری به من معترض بودن که دنبال دعوا می گردی، اگه چاقو داشت چی، چرا نمیری یه واگن دیگه سوار شی، چرا درگیر میشی از همون اول نمیگی سوار نشین - وجدانی من هرروز میگم، کسی رو هل نمیدم، ولی در ده درصد موارد فقط موثره! وقتی یکی داره عین بازیکنای فوتبال آمریکایی که توپ رو گرفته ن میزنن به دل دشمن خودشو میندازه تو واگن من وایسم ارشادش کنم؟ :| - و با اینکه عده ایشون معتقد بودن که من حق دارم اعتراض کنم، لکن عمدتا بر این عقیده اند که «حالا بیا و از این حقت استفاده نکن» .
سوال من اینه که آیا پس من باید چی کار کنم که غیورمردان سرزمینم متوجه شن هر جا سوراخی بازه نباس چپید توش؟ پس فردا طرف بیاد به من دست بماله من لگد بزنم به نواحی حساسش هم میگین دنبال دردسر می گردی :| وایسم فخش بدم؟ رد شم سرم تو کار خودم باشه؟ برم خونه به بابام بگم؟
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل