+یکی از دوستام رو تشویق کردم وبلاگ بنویسه. هم برای رشد فکریش خوبه، هم قلمش قوی میشه، هم حرفشو میریزه بیرون. الان وبلاگش شده محل گفتن حرف هایی که میخواد به من بزنه ولی نمیخواد به من بزنه:)))) مثلا نمیخواد بیاد به من بگه چرا انقدر تند تند قدم برمیداری، میره تو وبلاگش می نویسه «واقعا نمی فهمم چرا بعضی دخترا اینقدر تند تند راه میرن...پریروز با دوستم قدم میزدیم انقدر ازش عقب موندم آخرشم مچ پام پیچ خورد و افتادم زمین!» :))))
+یه دوستی داشتم خیلی دوست پسر عوض می کرد. بعد هر کدوم دوست پسرهاش هم که باهاش به هم میزدن، میومدن پیش من درددل می کردن که آی ما دلمون برای فلانی تنگ شده و آی خوش به حالت تو میتونی باهاش حرف بزنی ما نمی تونیم و ای کاش مرا رها نمی کرد و یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش و.... :| خیلی هم اصرار داشت منو به دوست پسر هاش معرفی کنه و در جریانشون بذاره که منی هم در زندگیش هست. :| یعنی اونقدر آی دی مسنجرم رو عوض کردم بابت همین موضوع، اگه هنوز تو عصر تلفن عمومی و فوت تو گوشی بودیم مجبور بودم سالی سه بار اسباب کشی کنم که شماره تلفنم عوض شه:)) روم هم نمیشد بهش بگم عزیزدل، بکن از ما، رها کن سر جدت:))
+یه دوستی هم بود که معتقد بود من دوست دخترشم و نباید با هیچ کس دیگه ای حرف بزنم. :| مثلا یهو میومد یه پاکت میذاشت رو میز و قهر می کرد میرفت، بعد پاکت رو باز می کردم میدیدم نوشته «خیلی عوضی هستی چرا امروز با طهورا هم گروهی شدی واسه تمرینای ریاضی؟!» و مساله حتی به دفتر مدیر هم می کشید که آره این به من خیانت کرده. :| باباااا.... :|
+بعد یه ورژن برعکسش سر خودم اومد، منتها من نمیرفتم به طرف بگم چرا تو وسطی با یاسمن اینا همگروه شدی منو گذاشتی تو اون گروه بعد هم قهر کنم برم، در سکوت غصه میخوردم میومدم خونه گریه می کردم :)))) مامانمم در حالی که یه «عجب خلی تربیت کردم» خاصی تو چشماش موج میزد دلداریم میداد میگفت تو هم برو با فلانی دوست شو که این دوستت دلش بسوزه. :))))))
+بعد یه دوستی پیدا کرده بودم که ادامه دار بودن دوستیش با آدم منوط به این بود که باهاش موافق باشی. :دی یعنی خیلی آدم خوبی بودا، ولی مثلا فرض کنین بحث پیش میومد سر گرمایش جهانی(!) و اگه موضع اون این بود که گرمایش جهانی واسه پنگوئن ها کمتر از خرس های قطبی مضره(!) باید با احترام موافقت می کردی و تایید کنان دور می شدی. :دی وگرنه هرگونه اظهار نظری منجر به این میشد که اول ده بیست خط برات پی ام میذاشت که منطق نداری و آدما رو به شکر خوردن میندازی وقتی باهات حرف میزنن و وقتی در مورد چیزی اطلاعات نداری حرف نزن، بعدم بلاک اند ریپورت:دی یعنی حتی مهلت نداشتی از موضعت دفاع کنی:)))) بعد حالا تا چی بشه دوباره آشتی کنه و روز از نو روزی از نو...:دی
دوست پیدا کردن هنری می طلبه که من در تمام زندگیم ازش بی بهره بودم. همواره عتیقه ترین آدم ها رو برای دوستی برگزیدم و عتیقه ترین دوست همون عتیقه ها هم خودم بودم :))
پی نوشت: دختر خاله م امسال رفته دبستان، دیروز دیدمش بهش میگم دوست پیدا کردی؟ خیلی خوشحال میگه آرررره! گفتم عه چه خوب، اسمش چیه؟ چند لحظه هنگ کرد، بعد با دهن باز نگاهم کرد گفت: اِ...نپرسیدم! :| هشتم مهره هنوز اسم دوستش رو نپرسیده:))))))))
برچسب: f r i e n d s,f r i e n d s quotes,f r i e n d s quiz,f r i e n d s cast,f r i e n d s memes,f r i e n d s merchandise,f r i e n d s shirt,f r i e n d s theme song,f r i e n d s acronym,f r i e n d s mug,
نویسنده: پرهام پاکدل