به خاطر دارید که بنده یک عدد غده کوچیک گوشه چشمم داشتم و رفتم سرچ کردم ببینم چطوری درش میارن؟
بعد به خاطر دارید که من رفتم غده رو به خیال اینکه همچون ویدئو های خارجی قیچی می کنن میندازن کنار و فوقش دو سه ثانیه سوزش داره، سپردم به دکتر و این بلا رو سرم آوردن؟
مژده باد که یکی دیگه از یه نوع جدید دراوردم، و رفتم تو یوتیوب نگاه کردم ببینم این یکی چطوری درش میارن یا تخلیه ش می کنن. و خب...به این نتیجه رسیدم که اصن جولیک با کیست/غده/تومور هاش خوشگله. :| همون بزرگوارانِ خارجی که اون قبلیه رو با کلی مهر و محبت و ناز و نوازش قیچی می کردن، این یکی رو سوراخ می کنن، یه میله می کنن توش از اونورش در میارن، بعد از اونورش که میله هه در اومده محتواش رو خارج می کنن، میله رو هم در میارن، یه قیچی رو تا حلق می کنن تو اون سوراخ اولیه، یه چیزی رو می برن، بعد قیچی رو در میارن از اینورش هم کلی مسائل ناخوشایند استخراج می کنن و نهایتا یه مشت گاز استریل می کنن تو چاله حاصل شده میگن پاشو برو خونه ت. منی که کلی الدرم بلدرم دارم و ادعام میشه ریحانه نیستم، داشتم همراه با بیمار جیغ میزدم و ناسزا می گفتم. اگه خودم زیر دست طرف باشم یه لگد میزنم زیر سینی جراحی در میرم.
حالا من اینو بدم دست اون پزشکِ با لطافتِ هموطنمون، احتمالا تا مچ میره توش شروع می کنه با ناخن داخلش رو می کاوه. بارالها دم عیدی شوخیت گرفته با ما؟!
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل