خرید بک لینک

میدونید، من تا اینجای زندگی خیلی علی اللهی اومدم جلو. همه دارن میرن دبیرستان، پس منم میرم دبیرستان. همه دارن کنکور میدن، پس منم کنکور میدم. همه دارن کارشناسیشونو هشت ترمه تموم می کنن، پس منم هشت ترمه تموم کنم. همه بعدش میرن کنکور ارشد ثبت نام می کنن، منم میرم کنکور بدم پس.

جمعه کنکور کارشناسی ارشد دارم و تو بگو یک لغت خونده باشم براش که بگم نه!

راستش خیلی هم قصد ندارم قبول شم. از درس خوندن تو دانشگاه خوشم نیومد. اینطوری که صرفا یه سری واحد داری پاس می کنی و موضوع مورد علاقه نداری که بری حول اون تحقیقات و مطالعه انجام بدی و در اون زمینه خودت رو قوی کنی، خیلی مسخره ست. ترجیح میدم برم یه مدت کار کنم، تو یه حوزه عمیق شم و بدونم اون چیزیه که میخوام توش مهارت کسب کنم، و برم تو کار اون موضوع.

اگه حتی میتونستم به عقب برگردم و مثلا برم به 18 سالگیم، یک راست کنکور نمیدم. سبک سنگین می کنم که از زندگی چی میخوام. و هرگز هول نخواهم زد که مثل بقیه درسم شروع شه و مثل بقیه تموم.

این رو باید به نسل های بعدیم هم یاد بدم که قرار نیست همه یه مسیر رو طی کنن. دنیاتون رو وسیع تر از چارتا آدم اطرافتون کنین. بعدم خودمو براشون مثال می زنم.

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:06

صفحه بندی