عزیزان جنگ سایبریتون که تموم شد و اثبات کردین که رضا پهلوی و مریم رجوی و حامد اسماعیلیون و علی کریمی دارن بچهها رو مسموم میکنن، لطفا یکی بیفته دنبال مسوولین که عواملش رو هم دستگیر کنن. امروز یه دبیرستان دخترونه تو محله ما مسموم شدن که دیوار به دیوار یه دبستانه.
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
یک بام، دو هوا
سکانس یک:
آقای مصطفی میرسلیم با یک رسانه مصاحبه میکند و میگوید "به نظر بنده فاصله بین دستگیری عوامل ناآرامیها تا اعدام آنها بسیار زیاد است و باید در فاصله ۵ یا ۱۰ روز بعد از دستگیری اعدام شوند منتها قوه قضائیه روال خودش را دارد."
سکانس دو:
تیر ماه ۹۸ پسر آقای مصطفی میرسلیم به علت عضویت در سازمان مجاهدین خلق (گروه اسلامگرای مسلح در کمین سقوط جهوری اسلامی، که سابقه بمبگذاریهای متعدد منتج به کشته شدن دهها نفر را در کارنامه دارد. از جمله بمبی که موجب معلولیت دائمی دست علی خامنهای شده) دستگیر شده است. مصطفی میرسلیم مصاحبه میکند و میگوید "فرزندم بسیار عاطفى و سادهلوح و سست اراده است؛ این ضعف موجب ناتوانی در تأمین وضعیت معیشتی او شده است و منافقین نیز با استفاده از همین موارد توانستند او را جذب کنند و به انحراف بکشانند و مأموران امنیتى نیز گمان کرده بودند که او عنصر اثرگذاری است. بهنظر من، دستگاه قضا باید این نکته را در نظر بگیرد که زندان، مجازات مناسبی برای فردی با این شرایط ضعیف نیست؛ آن هم زندانى که درشرائط کنونى امکان طبقهبندى زندانیان در آن بهنحو شایسته وجود ندارد." از آنطرف عدهای از جمله حسن آقای انواری در دفاع از همکار خود مصاحبه و تیتر میروند که "یک جریانی قصد تخریب آقای میرسلیم را دارد وگرنه چرا باید این مساله الان مطرح شود؟". پسر آقای میرسلیم، که پدرش از سال ۷۲ عضو سازمان تشحیص مصلحت نظام بوده و مسوولیتهای مختلفی از وزارت تا نمایندگی مجلس را برعهده داشته، چون کار مهمی نکرده و اطلاعات مهمی لو نداده و اشتباه کرده که عضو این گروه شده، تیر ماه ۹۸ دستگیر میشود، بهمن ۹۸ حکم میگیرد، بهمن ۹۹ برای پنجسال زندان به اوین فرستاده م
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
و من در بیسهف سالگی یاد گرفتم محبت بی حد و حصر فقط برای مامان بابای آدم خوبه و بچه آدم. و دنیا, با محبت بی حد و حصر جای بهتری نمیشه و آدمها خوشحال و امن نمیشن و تهش فقط دردسره.
الان میفهمم شازده کوچولو چرا از ما آدمبزرگا ناامید بود.
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
بعد از این همه سال، دیگه کی یادش میمونه زنگِ گوشیت Le Moulin املی پولن بود؟
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل