در آستانه نمایشگاه
-
تاریخ: 1396/2/13 ساعت: 18:06
آخرین کتاب غیر درسی که خوندین چی بود و کی؟ درصد رضایتتون رو هم بیزمت اعلام کنین!
گلیمت رو قورت..چیز...از آب بیرون بکش!
-
تاریخ: 1396/1/23 ساعت: 12:26
نیم ساعت پیش وسط هال نشسته بودم و داشتم پروژه انیمیشن عیدم رو پیش می بردم. خواهرم خواب بود-چون اگه دقت کرده باشید ساعت چهار پنج صبحه!-و آقایونمونم خونه نبودن. در همین حال، صدای گرمپ شدیدی از سمت اتاق خواهر اومد و بعدش نوای دل انگیز آبشار. خب ببینید، من خودم خدایگان زنگ های صبحگاهی احمقانه ام. از ما
در تمام جوانب
-
تاریخ: 1396/1/23 ساعت: 12:26
برابری مرد و زن فقط این نیست که من و برادرم در ازای انجام کار یکسان حقوق یکسانی بگیریم، یا اصلا من حق داشته باشم کار کنم همونطور که برادرم حق داره. یا مثلا فقط این نیست که اگه برادرم از هیجده سالگی کاملا حق کنترل تمام جوانب زندگیشو داره منم داشته باشم.شامل این هم میشه که اگه برادرم با گرمکن میره بقا...
تف به ریا، چیه خب، اصلا تو چش می کنم که شمام دلتون بخواد، شمام بکنین دوس دارن
-
تاریخ: 1396/1/23 ساعت: 12:26
دیروز داشتم برای یه دختر فال فروش فسقلی اسنک می خریدم-اول بپرسید چند تایید. منو برد براش اسنک بخرم، بعد خواهرش اومد، بعد پسرخاله ش، بعد برادر پسرخاله ش، و همینطور تا اینکه بعد پولام تموم شد!- همینطوری که وایساده بودیم آقاهه موفق بشه دستگاهش رو راه بندازه گفت ما فردا میخوایم بریم پارک.گفتم خوش به حال...
مساله اینه که هیچوقت بهش فکر نمی کنیم.
-
تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 1:16
مدت زیادی ازم وقت گرفت تا متوجه بشم آدم نیازی نداره بی نقص باشه و هیچ دشمنی نداشته باشه و همه در نگاه اول شیفته ش بشن و قبولش کنن. و مدت بیشتری وقت برد تا بفهمم خودم باید تعیین کنم برام مهمه کسی ازم خوشش میاد، یا نع. چیزی حدود نیم ساعت.
سالِ خوش
-
تاریخ: 1396/1/2 ساعت: 9:33
کمتر از دو ساعت دیگه از حالت بی زمانی خارج شده و رسما وارد یک فروردین خواهیم شد. امیدوارم در سال جدید به ترتیب کتابخونه هاتون پر، بستنی هاتون سالار، قالب هاتون ریسپانسیو، سرورهاتون سالم، فونت هاتون بی یکان، لینک هاتون غیر فیلتر، کفی کفش هاتون مطابق با استاندارد های آناتومی بدن، پالتو هاتون کلاهدار،
دفعه بعد میرم از هر جفت کفش مهمونا یه لنگه برمیدارم همه شو میریزم تو سطل سر کوچه
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 0:23
فرض کنید یه همسایه دارید که دوشنبه شب ها پارتی میگیره. با صدای زیاد آهنگ میذارن و میخونن باهاش و گیتار میزنن و روش کل می کشن و این بساط تا دوی صب ادامه داره. ساختمونتونم از این صدا رد کن هاست که یکی طبقه اول عطسه کنه طبقه هفتم میشنوه. مرد های ساختمون یا هیچ کار نمیکنن. یا میرن میگن ببخشید مزاحم شدیم
بهار
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 0:23
به حساب تقویمی، یک هفته دیگه بهار میشه. به حساب نجومی، یک هفته و چند ساعت و چند دقیقه و چند ثانیه مونده. از روی علائم طبیعی، هروقت درخت های بید جوونه بزنن بهاره. درخت های بید هنوز جوونه نزدن. امسال چند دور بی وقت برف اومد و همه درخت های بیدی که من نشون کرده بودم یادم بیارن بهاره، سوختن. امسال بهار ن
سرشماری
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 0:23
لطفا اگه دیشب خودتونو به کشتن ندادید اعلام حضور کنید. :|
زمزمه ی آخر اسفندی
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 0:23
گل می کند شقایق، دانه ی اسفند می رسد مارال! می چرخد چرخ چاه، دلو خالی پر می شود مارال! هرگز باور نکن که زمان ایستاده یا به عقب می رود مارال! گندم خوب کاشته ای، فصل درو می رسد مارال! پی نوشت: واقععععنننن آتش بدون دود نخونده چطور می زی اید؟
پلاک دوازده، واحد شش
-
تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 22:59
هیچ وقت قرار نیست قبول کنم که مادر جان بهار مثل درختی که قطعش کرده باشند، تمام شده و زمان برایش ایستاده. دوست دارم خیال کنم مادر جان بهار یک جایی توی کوچه قبلی مان زندگی می کند، با همه مان قهر کرده و آنجا تنهایی نشسته، تا همیشه، با آن مانتوی مشکی اش که تا زانو می رسید و با مقنعه می پوشید، با آن عینک...
فرازهایی از آقای برادر
-
تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 22:59
محمد قدرت مانور بالایی داره و مثلا میشه انگشتاشو بگیرید و تا صد و بیست درجه به عقب خم کنید، یا مچ دستش رو تا صد و هشتاد درجه به چپ و راست بچرخونید. به هیچ وجه هم زیر بار نمیره که اینا نشونه نرمی مفاصله و میگه اینو بهش میگن انعطاف پذیری! بردم بهش چندین نفر آدم رندوم رو نشون دادم که هیچ کدوم انگشتشون
واسه مریض میخوام
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 6:53
حدیث یا روایت موثق از معصومین بیارید در شرح شهادت حضرت فاطمه و چگونگی رخ دادنش، با منبع. منابع معتبر پذیرفته شونده: شش کتاب اهل سنت و چهار کتاب اهل شیعه. سپاس!
چشم هاش و همه چیز.
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 6:53
بترس از روزی که جای خالیش بشه عادت. بترس.
.
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 6:53
پیش نوشت: خواب را می شود بیدار کرد، کسی که خودش را به خواب زده نه. این متن قصد ندارد کسانی که خودشان را به خواب زده اند بیدار کند، کسانی هم که بیدار هستند که خب بیدارند و ما بهشان کاری نداریم. صرفا جهتِ اینکه پس فردا زمزمه نباشد که «ما فیلتر شکن نداشتیم نتونستیم بریم خودمون سرچ کنیم» یا «ما از کجا م...
پرونده قتل اوکی، یا چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و فارسی را دوست بدارم!
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 6:53
من یه ویر عجیبی دارم که موقع سخن گفتن کلمات فاخر(!) به کار می برم. مثلا به جای "وسایلمو دیگه پخش کرده م حال ندارم بلند شم" میگم "دیگه سکنی گزیدم حال ندارم بلند شم"، یا بجای بذار میگم بنه، یا به جای "یه سوالی" میگم "پرسش!" و نگاه کنم رو عموما با "بنگرم" جایگزین می کنم. به شکل بامزه ای حرف زدن من و دا...
تاریخ جِلوَکی*
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 12:23
1-یک عدد خواستگار تلفن خانه ما را به صدا در آورده که دانشجوی سال اول دکتراست و به گفته مادرش چهار سال تعهد دارد که کار نکند. پرسش مطروحه اینکه عزیزِدل، شما صرف اینکه یک شب از خواب بیدار شدی و دیدی که استغفرالله، آیا دلیل می شود که برخیزی بروی به مادر گرام بگویی مادر من زن می خواهم؟ آیا همسر گرام شما...
میتوز
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 12:23
داشت میگفت: انقدر خسته ام که دارم نصف میشم. اصن حس می کنم به بلوغ سلولی خودم رسیدم...الان تقسیم میشم دو تا محمد کوچولو ازم در میاد. -در حالی که صدای گربه در اوایل بهار! میدهد روی مبل می افتد- پی نوشت: دزد آمد و کفش های مادرم را برد. نشستیم برای جفت جفت شان عزاداری می کنیم. مرد مومن آن همه کتانی و کف...
سرگشوده
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 12:23
همسایه عزیزی که بیسچار ساعت توی نورگیر عود روشن می کنی، تنها پنجره اتاق من به نورگیر باز میشه و نور و هوای وارده با توجه به دوجداره ی مشبک بودن پنجره ها منوط به باز شدن پنجره می باشه. لذا عاجزانه خواهشمندم گاهی وقت تنفسی برای ما باقی بذارید که بتونیم وا کنیم پنجره رو. لااقل از همون عود قبلیا بذار. ا...
Only miss the sun when it starts to snow
-
تاریخ: 1395/12/12 ساعت: 12:23
بشنویم: Let It Go Let Her Go +ابعاد وسیع تر دزده: ال سی دی دوربین مدار بسته ساختمون، کفش مردونه های تمام واحد ها، و بعد طرف کفشاشو تو آسانسور دراورده کفش جدیدا رو پوشیده رفته:)))))